معیار وارونه اینگونه است که شما هدفی دارید، بعد برای رسیدن به آن هدف راه مستقیم را انتخاب میکنید و آنچه را که برای رسیدن به آن هدف لازم به نظر میرسد دنبال میکنید ... اما آن نتیجه عکس میدهد. در حالی که اگر راهی به ظاهر متناقض را انتخاب کنید جواب صحیح میگیرید!
بعضی از این معیارها شناخته شده هستند و همه از آنها تبعیت میکنند. مثلا همه میدانند که باید برای رسیدن به راحتی و موفقیت زحمت کشید و عرق ریخت. برای به دست آوردن آب باید چاه کند. برای تولید محصولی که راحت استفاده شود باید بیداری کشید و شدید کار کرد. برای راحت شدن از شر بیماری و درد باید مثلا درد آمپول یا عمل جراحی را تحمل کرد و ...
اما بعضی از این معیارها خیلی شناخته شده نیستند و شاید خیلی هم واضح نیستند. تشخیص این معیارها گاه دشوار است چرا که ممکن است با زمان و مکان تغییر کند. تنهایی که در پست قبل به آن اشاره کردم صحیح! اینکه بار کسی را روی دوش کس دیگری نمیگذارند صحیح. اینکه هر کس مسوول خود است و عرض خود میبرد هم صحیح، اما وجود معیار های وارونه را باید در نظر داشت. دعای خیر برای دیگران نفع برای خود شخص دارد. چرا حضرت زهرا (ع) برای دیگران اول از خود دعا میفرمود؟ چرا در نماز شب به طلب بخشش برای دیگران و دعا توصیه شده؟
بله به نظر من این یکی از معیارهای وارونه است. سعادت و نیک بختی خود از راه خیر خواهی برای دیگران و دوست داشتن ایشان میگذرد. دعای خیر برای دیگران بازتاب برای خود شخص دارد و بدخواهی و نفرین به دیگران نیز...
مثالهای دیگری که به ذهنم میرسد اینها هستند... شما هم اگر چنین معیار هایی سراغ دارید بفرمایید تا بلکه لیستی درست شود.
صدقه متعارف مال را زیاد میکند. همچنین است خمس و زکات.
ربا باعث عدم برکت مال میشود.
فداکاری و شهادت باعث سعادت شخص میشود.
عجله سبب اشتباه و به عقب افتادن کارها میشود.
غر زدن و از کمبودها شکایت کردن سبب کم شدن نعمت و روزی میشود.
شکر نعمت هر چند اندک سبب ازدیاد نعمت میشود.
عاشق شدن و خود را فراموش کردن باعث رشد و لذت میشود.
...

