تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

یکی از خاصیتهای مهم دنیا، خاصیت وجود معیارهای وارونه است. ایده این حقیقت را از یک عالم کاردرست گرفته ام به واسطه لطف یکی از دوستان. نوشتن آن اینجا باعث میشود ای مفهوم در ذهنم بهتر جای بگیرد. بحث آن همانطور که خواهید دید بی ربط به پست قبلی هم نیست. بهترین راه توضیح این قانون را با مثال میگویم. بعضی از آنها را خودم به کرات تجربه کرده ام ولی بعض دیگر را با استناد به روایات میگویم. کاش میشد به لیست کاملی از اینها دسترسی داشتیم تا دیگر دچار اشتباه نشویم.

معیار وارونه اینگونه است که شما هدفی دارید، بعد برای رسیدن به آن هدف راه مستقیم را انتخاب میکنید و آنچه را که برای رسیدن به آن هدف لازم به نظر میرسد دنبال میکنید ... اما آن نتیجه عکس میدهد. در حالی که اگر راهی به ظاهر متناقض را انتخاب کنید جواب صحیح میگیرید!

بعضی از این معیارها شناخته شده هستند و همه از آنها تبعیت میکنند. مثلا همه میدانند که باید برای رسیدن به راحتی و موفقیت زحمت کشید و عرق ریخت. برای به دست آوردن آب باید چاه کند. برای تولید محصولی که راحت استفاده شود باید بیداری کشید و شدید کار کرد. برای راحت شدن از شر بیماری و درد باید مثلا درد آمپول یا عمل جراحی را تحمل کرد و ...

اما بعضی از این معیارها خیلی شناخته شده نیستند و شاید خیلی هم واضح نیستند. تشخیص این معیارها گاه دشوار است چرا که ممکن است با زمان و مکان تغییر کند. تنهایی که در پست قبل به آن اشاره کردم صحیح! اینکه بار کسی را روی دوش کس دیگری نمیگذارند صحیح. اینکه هر کس مسوول خود است و عرض خود میبرد هم صحیح، اما وجود معیار های وارونه را باید در نظر داشت. دعای خیر برای دیگران نفع برای خود شخص دارد. چرا حضرت زهرا (ع) برای دیگران اول از خود دعا میفرمود؟ چرا در نماز شب به طلب بخشش برای دیگران و دعا توصیه شده؟

بله به نظر من این یکی از معیارهای وارونه است. سعادت و نیک بختی خود از راه خیر خواهی برای دیگران و دوست داشتن ایشان میگذرد. دعای خیر برای دیگران بازتاب برای خود شخص دارد و بدخواهی و نفرین به دیگران نیز...

مثالهای دیگری که به ذهنم میرسد اینها هستند... شما هم اگر چنین معیار هایی سراغ دارید بفرمایید تا بلکه لیستی درست شود.

صدقه متعارف مال را زیاد میکند.  همچنین است خمس و زکات.

ربا باعث عدم برکت مال میشود. 

فداکاری و شهادت باعث سعادت شخص میشود.

عجله سبب اشتباه و به عقب افتادن کارها میشود.

غر زدن و از کمبودها شکایت کردن سبب کم شدن نعمت و روزی میشود.

شکر نعمت هر چند اندک سبب ازدیاد نعمت میشود.

عاشق شدن و خود را فراموش کردن باعث رشد و لذت میشود.

...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 2:15  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 6:17  توسط سعید  | 

به نام خدا

شايد بدونيد که حدود ۲۰۰ مليون مسلمان در هند زندگی ميکنند ... يعنی حدود ۳ برابر ايران... البته متاسفانه اين تعداد شرکت بسيار ضعيفی در سياست و پارلمان اين کشور دارند... به طوری که از پارلمان ۵۳۰ نفری حدود ۸- ۱۰ نفر مسلمان هستند... رئيس انجمن دانش آموزی مسلمانان دانشگاه ما هم هندی هست... اون هم دانشجوی دکتراست ... هميشه دشداشه ( لباس عربی) ميپوشه ، روی سفيد و  موها و ريشهای بلند و مشکی ای داره يعنی به قيافه هندی هايی که معمولا در ذهن داريم نميخوره ... خلاصه چهره آروم و دوست داشتنی داره ...

يک دوست هندی ديگه هم اخيرا پيدا کردم که اون هم مسلمانه ... اتفاقا شيعه هم هست و معمولا با هم ورزش ميريم... کنارش گاهی راجع به سياست و مذهب و اينها هم صحبت ميکنيم... همينجا يک نکته مهم رو بگم... اينکه ما که در درسها عربی ميخونيم خيلی وضعمون خوبه. پاکستانی ها و هندی و بقيه مسلمانان غير عرب خيلی به حال ما غبطه ميخورند که عربی بلد نيستند...

اما اين همه مقدمه چينی کردم که اصل مطلب رو بگم... باز هم درباره آزادی بيان... ميگفت توی هند کسی حق نداره بگه يک چيزی مطلقا درسته يا مطلقا غلط ( منظور روزنامه و ... اينهاست» ... بلکه اگر ميخواد عقيده ای رو بگه بايد بگه «‌ به نظر ما » يا « به عقيده ما » يا چيزی شبيه اون... فکر که کردم ديدم که اين خيلی به نظر مناسب مياد و کسی هم حق نداره به کسی بگه شما چرا همچين عقيده ای داری... البته بايد طرف کنارش استدلالش رو هم مطرح کنه ... اما به نظر من «دروغ» گفتن مشکل داره و بايد مجازات داشته باشه...اما اگر کسی بياد و بگه « به اين يا آن دليلی به نظر ما فلان چيز درسته » حتی اگر نتيجه اش غلط باشه ، به نظر من کس حق نداره اون رو مجازات کنه ... اينهم آزادی بيان... شايد اگر درباره کاريکاتور ها هم يکی ميومد ميگفت به نظر ما به فلان دلايل پيامبر اسلام با اين کاريکاتور ها تناسب داشته اشکالی نداشت...

بحث ديگه ای هم با يکی از دوستان همقطاری هم داشتيم ... ميگفت که چرا ماشيعيان اينقدر که برای امام حسين (ع) عزاداری ميکنيم برای پيامبر نميکنيم... بعدشم کلی روی حرفش مانور ميداد.... نميدونم به نظر شما هم اينقدر اين مساله پيچيده است؟

وفات پيامبر رحمت تسليت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 2:24  توسط سعید  |