تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

    اوضاع اقتصادی امریکا واقعا خراب است... کاملا افت ارزش دلار رو میشه حس کرد. نرخ بیکاری به 5.5% رسیده. قیمت برنج از 2 سال پیش 1.5 برابر شده. تمام نرخها در فروشگاه افزایش پیدا کرده. قیمت بنزین غوغا میکنه و واقعا مردم رو به سمت سفرهای کمتر هدایت کرده. کاش که درآمد نفت رو در راه درست مصرف کنیم.. با مدیریت علمی میتونیم از این فرصت برای یک جهش اقتصادی استفاده کنیم اما... . البته قسمتی از افزایش قیمت نفت به خاطر افت ارزش دلار هست.
افت ارزش دلار تعجبی نداره ... امریکا جنسهای مصرفی رو از چین وارد میکنه که این روز به روز هم بیشتر میشه. در مقابل چیزی (صادرات) که تراز تجاری اش رو میزان کنه ارائه نمیکنه. و در عوض خرج بسیار زیادی رو صرف هزینه های جنگ میکنه.
به نظر میرسه دوران افولی آغاز شده. افولی که میتونه باعث زیز پا گذاشتن اخلاق سیاسی هم بشه.
با این وضع بعید میدونم شانس زیادی برای جمهوریخواهان و کاندیدای پیرشون وجود داشته باشه. با افاضات کاندیدای دموکرات هم کار ایران سخت تر میشه. یادتون بیاد... زمان کلینتون قیمت نفت به 8 دلار رسیده بود... دقت. دقت. دقت...

لینک مرتبط
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:52  توسط سعید  | 

سلام

همانطوری که میدانید واردات بنزین ممنوع شده و تولید داخلی هم بسیار کمتر از میزان مصرف کنونی است.

برای حل مساله دو راه ارائه شده... یکی سهمیه بندی و یکی هم دو نرخی کردن... پیشتر دو نرخی کردن به همراه سهمیه بندی مطرح شده بود که طرح قابل قبولی بود. اما جدیدا بحث دو نرخی کردن کاملا منتفی شد که باعث تاسف شدید و یه نظر من نشان از ضعف دیدگاه اقتصادی دولت و مجلس دارد.

اشتباه این قضیه را تنها با یک مثال نشان میدهم و توضیح مفصل را بر عهده اقتصاد دانان و اقتصاد خوانان میگذارم . شخصی خارج از شهر شغلی پر فایده دارد طوری که  هزینه رفت و آمد با نرخ واقعی بنزین برای او همچنان صرفه اقتصادی دارد. با سهمیه بندی صرف بنزین این شخص ناچار است کار خود را رها کند... در مقابل فردی که اصو لا اتومبیل ندارد و یا احتیاجی به آن ندارد  سهمیه ای خواهد داشت که بی استفاده میماند. ضرر این اشتباهات را کل جامعه تحمل میکند... کسی هم این وسط سود نمیکند! ضرر خالص!

شاید این شخص بتواند با خرید کارت هوشمند افرادی که مصرف ندارند قسمتی از این اشتباه را جبران کند. اما به وضوح کارایی سیستم پایین خواهد بود.

این اشتباهات به قدری واضح است که نیت خیر تصمیم گیران هم برایم زیر سوال رفته است... باید بگویم یک سال اول دولت جدید بالاخره با شوخی و طنز و اینها گذشت اما کم کم دارد نوبت به مرثیه خوانی میرسد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 18:41  توسط سعید  | 

سلام.

آیا شما هم مثل من از چانه زدن در مغازه بیزارید؟ .. اگر این طور است باید بدانید که چانه زدن و سیستم چانه زنی یکی از روشهای علمی خرید و فروش است. در علم مدیریت به آن market segmentation گفته میشود.

با یک مثال معنا را روشن میکنم. اگر شما دو بلیط برای سینما خریده باشید به قیمت هر کدام 100 تومان، و قصد فروش آنرا داشته باشید. فرض کنید دو مشتری هستند که یکی رفتن به سینما برایش خیلی ارزش دارد و مثلا حاضر است 150 تومان هم برای بلیط بدهد. دیگری اشتیاق چندانی ندارد و حاضر است تنها 90 تومان برای آن بدهد. آیا عاقلانه است که شما قیمت بلیطها را مساوی بگذارید مثلا 120 تومان. یکی را بفروشید و دیگری روی دستتان باد کند؟ یا نه ... بهتر است یکی را 150 تومان و دیگری را 90 تومان بفروشید؟

این روش اولین بار توسط شرکتهای هواپیمایی روشمند شد و کم کم به سایر صنایع هم راه پیدا کرده است. این است که گاهی شما میتوانید یک کالا را به راحتی زیر قیمت تمام شده است تهیه کنید! فقط کمی پیچ  و خم بیشتر باید به خودتان بدهید... مثل چانه زدن!

ارادت

سعید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 6:3  توسط سعید  |