این تصویر بازیکن غنایی بعد از زدن گل دوم غنا به جمهوری چک هست...
یکی میشه به من بگه که جریان چیه؟

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)
این تصویر بازیکن غنایی بعد از زدن گل دوم غنا به جمهوری چک هست...
یکی میشه به من بگه که جریان چیه؟

موسیقیهای رده پایین تر دوره کوچکتری دارند ۱-۲ هفته برای شروع و بعد دیگر سالی یکبار و یا کمتر. این احساس رو با موسیقیهای افتخاری(قدیمیهاش) ، عصار ، و اخیرا کویتی پور داشته ام. رده بعدی موسیقیها به تدریج با این معیار ها افت میکنند.
نکته بد دیگر موسیقی ها هم این است که در ذهن اصطلاحا bounce میکنند هی تکرار میشوند طوری که گاهی اعصاب آدم از دست خودش خورد میشود و میگوید کاش این همه به این موسیقی گوش نداده بودم...
شخصا این نوع وابستگی به موسیقی را دوست ندارم... موسیقی ای خوب است که پس از اینکه از بس آنرا گوش دادی و حفظ شدی ، باز هر بار که گوش میکنی طراوت و زیبایی اولیه را داشته باشد و حتی لذت آن بیشتر شود به حدی که هر بار که زمزمه میکنی انرژی ات را دوچندان کند... موسیقی با این خصوصیت نیافتم الا صوت قرآن .. و در اوج آن آیات آغازین سوره مریم... لطافت و طراوت این سوره را نمیتوانم با الفاظ بیان کنم... زیبایی دوچندان آن در آن است که در عین هماهنگی قافیه ها ، از حیث مفهوم در صدر است ... آنجایی که میگوید « ذکر رحمت ربک عبده زکریا» ... تصور رحمت پروردگار را با آهنگ سخن طوری همراه میکند که ذکر رحمت، خود رحمت میشود...
امیدوارم که این حس تا ابد برایم باقی بماند. گوش کنید
اين عضو مجلس خبرگان رهبري پنجشنبه دربخش پاياني همايش خبرگان مسووليت و مشروعيت در بندرعباس افزود: توقيعات (نامههاي امام زمان به نواب) متعددي از امام دوازدهم رسيده كه فقها را منصوباني معرفي كرده كه حق دخالت در امور و شئون مردم را دادهاست و بر حق حاكميت آنان تاكيد كرده است.
رييس پيشين قوه قضاييه درباره نقش مردم در اين شرايط اظهار داشت: اين مردم نيستند كه حق حكومت ميدهند و اين حقي است كه از طرف خداوند داده شده و مردم تنها به عنوان تقويتكننده توان اجرايي حاكميت مطرح هستند كه به حاكم در استيفاي حق حاكميتياش كمك ميكنند.
وي صدور احكام مختلف از سوي امام راحل پيش از انقلاب را ناشي از جايگاه فقاهتي و حق حكومتي ايشان دانست كه وابسته به مردم نيز نبود.
آيتالله يزدي ادامه داد: حتي سيستم فعلي حكومت اسلامي نيز كه تفكيك قوا و ساير ملاحظات در آن ديده شده مشروعيت خود را از اجازه امام خميني (ره) گرفتهاست.
اول این رو ببینید:
http://www.baztab.com/news/40298.php
من که شخصا به این چیزا اعتقادی ندارم. ولی تصادف جالبی دیروز (همین روز به اصطلاح شیطان) اتفاق افتاد!
من از برنامه outlook express برای چک کردن نامه های الکترونیکی ام استفاده میکنم و خوب کلی هم email دارم که مهم نبوده اند و همینطور نگاه اجمالی بهشون کرده ام و outlook اونها رو email نخونده حساب میکنه.
دیروز صبح که اومدم oulook رو باز کردم خوب چند تا email جدید هم اومده بود و یکدفعه متوجه شدم که تعداد email های نخونده ام 666 تاست
![]()
سریع برداشتم و چند تا email همینطوری پاک کردم تا عدده عوض شه...
به حق چیزای تصادفی!
کلا هم دیروز روز خوبی نبود. بر شیطون لعنت!
بابا آخه چه ربطی داره ... همین کارا رو میکنید که اینقدر واستون جوک میسازن دیگه. بیشتر نمینویسم چون میترسم به رگ گیرتشون بر بخوره!
جناب محسن کریمی هم به خوبی پوچی این اعتراضات رو در وبلاگ ارزشی اش نشون داده.
مکزیک، پرتقال و آنگولا همگی قدرت بدنی بالایی دارند و این درحالی است که برای تیم ما همیشه یکی از نقاط ضعف بوده است که در این دوره میانگین سنی نسبتا بالا هم مزید بر علت است. با توجه به اینکه جو حاکم بر تماشاگران هم بی شک بر ضد تیم خواهد بود (غیر از احتمالا بازی با آنگولا) ، این ضعف دوچندان خود را نشان خواهد داد. در حقیقت اگر تیم ملی در جام جهانی امسال نتایجی بهتر از نتایج زیر را بگیرد، من خوشحال خواهم بود:
مکزیک ۴ - ایران ۱
پرتقال ۴- ایران ۰
آنگولا ۲ - ایران ۰
شاید به نظر بعضی نتایج مسابقات اینچنین از اهمیت کمی برخوردار باشد اما بی شک درست یا غلط در نشاط و طراوت روحی مردم کشور بسیار موثر است.
امیدوارم در اشتباه باشم.
همی اشک در دیدگانم جوانه گرفت و سینه سنگین گشت... از خود بیخود گشتم و هذیان گویان به گوشه ای غلتیدم. همی آیاتی مانند «عمی بکم ... » و « جلعلنا می خلفهم سدا و ... » و « ان جهنم لمیحیطة بالکافرین... » نیز به ذهنم تبادر گرفت و تیر خلاصی گشت بر پیکره نمورم.
امید است که قصد قرآن صفحه یسار بوده باشد:
و یا امید است که آداب تفأل صحیح به جای نیاورده باشم. چه اینگونه تفأل دو بار قدیم که وعید خیر در معیت داشت خلاف آمد... مگر اشتباه و یا ذنبی مقتضی بوده باشد.
چنین گشت که بسیار قسم دادم که همی جهنم نخواهم و هر آینه چنین است که اگر دوزخ نیز وعده گاهم باشد هرگز از نافرمانی تو خشنود نخواهم بود و مرا نسزد که در روی تو ایستم و خلاف قدرت و میل تو خواهم مگر از روی نفهمی و نادانی و ضعف بنیه... پس عهد خود را مرور همی کنم که دنیای خود به بهای رضوان تو در طبق گذارم در عین اینکه دنیایم نیز قدیما در اختیار تو است ... پس هر چه میخواهی با من بکن که ما را توان و خواست قیام نیست و سلمت تسلیما
دفتر پایان همی برم با آرزویی از دوستان صاحب سعادت که :
سفرت به خير اما
تو و دوستی خدا را
چو از اين کوير وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
گاهی وقتها آدم فکر ميکنه يک چيزی رو ميدونه اما بعد يک لحظاتی پيش مياد که موضوع رو با عمق وجودش درک ميکنه. داشتم فکر ميکردم که واقعا مسووليت سنگينيه که کسی بخواد سرنوشت خودش رو خودش تعيين کنه اون هم سرنوشتی که ممکنه از حضيض* عذاب و نقمت تا بلندای عرفان و سعادت تغيير کنه. والله تمام آسمانها و زمين عقل و شعورشون خيلی بيشتر از انسان بود که بار امانت رو نپذيرفتند و حالا ميفهمم که عجب کاری کرديم و اينکه چرا خداوند ما رو ظلوم و جهول خطاب کرده.
آقا به خدا ما اشتباه کرديم ... از طلا گشتن پشيمان گشته ايم ... مرحمت فرموده ما را مس کنيد. بيخود نيست عده زيادی معتقد به جبر ميشن. اعصاب آدم رو راحت ميکنه. شايد بدترين عذابها اين باشه که آدم ببينه با دست خودش زندگی خودش رو تباه کرده.
بگذريم... بعضی دوستان صاحب نظر در اقتصاد شاکی شده بودند که آقا تو که اقتصاد دان نيستی برای چی راجع به چيزای اقتصادی مينويسی؟ بشين راجع به همون ميکرو الکترونيک خودت بنويس...
خوب بايد در جواب گفت که اولا ما سراغ ميکرو الکترونيک اومديم که يک لقمه نون در بياريم که اونم فهميديم خيلی تصميم درستی نبوده وگرنه واقعا قربون چشم و ابروش نبوديم که حالا صبح و شبمون بشه... حالا من اصولا حسشو پيدا کنم بيام راجع به چگونگی fabrication پروسه ۴۵ نانومتری جديد شرکت اينتل صحبت کنم ... خودت حاضر ميشی بيای بخونی ؟ بنده اگر هم راجع به ميکروالکترونيک صحبت کنم در مورد اقتصاد و مديريتش صحبت ميکنم... اينکه ديگه اشکال نداره، داره؟
دوم اينکه در اقتصاد به کسی نميگن اگر ميخوای چيزی بسازی حتما بايد دکترا داشته باشی .. به محصول نگاه ميکنن ،اگر خوب کار بکنه ميخرن اگر نه بعد از يه مدتی ديگه مشتری پيدا نميشه و خود طرف ميره پی کارش (البته اين مورد در باره من صدق نميکنه
)
در ضمن من تا وقتی که نظر شخصی خودم رو در يک مورد بگم و ادعای صحت صد در صد نکنم آزادی بيان دارم ... مخصوصا وقتی که کنارش دلايلم رو هم بيان کنم ... حالا اگر به نظر شما دلايل اشکال داره ميتونيم با هم بحث کنيم ... خوشحال هم ميشيم
خلاصه اينکه اين هفته کلی مطلب جديد و جالب اقتصادی داشتم که ميخواستم بگم... آقا نطقمون رو کور کرد... ايشالله بمونه برای دفعه بعد
سخنان سانسور شده آيت ا... جوادی آملی رو هم ببينيد ... کلا چيزی که سانسور ميشه معمولا ارزشمنده.
*پ ن : اول حضيض رو نوشته بودم هزيز ... خيلی هنر ميخواد آدم توی يک کلمه ۴ حرفی ۳ تا غلط داشته باشه . دقت داريد که! دوری از وطن داره کم کم کار دستمون ميده!