تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

سلام.

در اقتصاد دولتها قوانینی دارند که برای حفظ حقوق مصرف کننده از یک سری اتفاقات جلوگیری میکنند. یعنی اقتصاد را تا یک جایی آزاد میگذارند اما برای حفظ اجتماع و حقوق مردم گاهی آزادی اقتصادی را محدود میکنند. مثالهای بارز این اتفاق درباره شرکت AT&T افتاد که بعد از اینکه به شدت رشد کرده بود ، به طوری که جای رقابتی برای شرکتهای کوچکتر نگذاشته بود، دستور به تجزیه آن دادند و آزمایشگاه Bell که هزاران اختراع تاثیر گذار از آن بیرون آمده هم که زیر نظر این شرکت بود از هم پاشید.
نمونه دیگر شرکت مایکروسافت بود که جریان دعوایش را با Netscape حتما شنیده اید...

مورد دیگری که دولتها با آن بر خورد میکنند موضوع conspiracy است ... یعنی اگر یک سری شرکت که در صنعتی هستند و در حال رقابت با یکدیگر، قیمتها را، با هماهنگی باهم ، طوری کنترل کنند که تازه وارد ها به آن صنعت کله پا شوند...

اما اگر بحث پول را که مطرح کردم قبول داشته باشيد، دو سوال در مورد نفت مطرح است... سوال اول اينکه آيا نفت به عنوان کالايی که ما برای آن زحمتی نکشيده ايم آيا حق مسلم ماست!‌ يا نه! يعنی به اصطلاح از نظر اخلاقی درست است که ما از پولی را به دست بياوريم که برای آن آنچنان زحمتی نکشيده ايم؟

سوال دوم بحث سازمانی مثل OPEC است... اين سازمان همانطور که ميدانيم مسوول هماهنگی بين کشورهای صادر کننده نفت است که با هم هماهنگی کنند،‌توليد را کم يا زياد کنند تا قيمت نفت را ثابت نگه دارند... آيا از بعد اقتصادی اين کار کار صحيحی قلمداد ميشود يا نه؟

دوستی هست اينجا که خيلی ديدگاههای عادلانه ای دارد... ميگفت که بايد تمام منابع جهان به طور مساوی در اختيار همه باشد ... و هر کس به اندازه ارزش افزوده ای که ايجاد کرده به او اعتبار برای خريد کالاهای ديگران داده شود...

البته منطقی است ... اما کيست که حاضر باشد قبول کند؟ آن هم در وضعی که احتمال مردن از گرسنگی برای عده ای هست ... اگر بخواهند با اين منطق عمل کنند... من که شخصا نيستم !  

بگذريم

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:10  توسط سعید  | 

اما پول. اگر به لغتنامه ها نگاه کنيم همه پول را به عنوان وسيله ای برای خريد و فروش معرفی ميکنند يا وسيله ای برای تبادل کالا يا خدمات... اما به نظر من پول ميتواند معنای عميق تری داشته باشد. 

در حال حاضر پول معياری است برای سنجش امکان استفاده شخص از خدمات ساير افراد جامعه.

اما چه چيزی بايد اين معيار را تعيين کند؟ يا به عبارت ديگر ميزان دارايی افراد جامعه چگونه بايد پخش شود تا از نظر اخلاقی بهينه باشد؟

جواب من اين است: « پول بايد به گونه ای در جامعه پخش باشد که دارايی هر شخص برابر باشد با تفاضل ميزان نفعی که به جامعه رسانده است و ميزان استفاده ای که از جامعه برده است »‌

در اين وضعيت است که واقعا پول ارزش اخلاقی پيدا ميکند و هر که پولدار تر شايان احترام بيشتر. اما متأسفانه به علت بی اخلاقی هايی مثل دزدی، کلاهبرداری و زورگويی در حال حاضر اين توزيع فاصله زيادی با آنچه که باشد دارد اما همچنان همبستگی خوبی بين اين دو وجود دارد... بنابراين دنبال پول بودن به خودی خود نه تنها امری بد نيست بلکه ميتواند معادل اين باشد که شخص به دنبال منفعت رساندن بيشتر به جامعه است ...

به نظرم چنين ديدگاهی بسيار در تصميم گيريهای مالی به ما کمک ميکند که هر چيز را بهتر در سر جای خودش قرار دهيم و به رشد جامعه کمک کنيم...

ان شاء ا... به زودی در باره علل اصلی ايجاد تورم و معنای آن صحبت ميکنم... يا حق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 3:7  توسط سعید  | 

خوب بعد از اينکه مفهوم اخلاق رو مشخص کردم و شما هم شديدا با اون موافق بوديد (سکوت علامت رضا است) وقت است که قانون را تعريف کنيم.

قانون وسيله ای است برای اطمينان بيشتر از اينکه اخلاق در جامعه رعايت شود.

مثال:

اينکه شما محصولی را استفاده کنيد و از آن سود ببريد، اخلاق حکم ميکند که شما پولی به طرف بدهيد (‌ اگر دنبال کنيد مفهوم پول را هم به زودی به بحث خواهم گذاشت ) لذا قانون دزدی را منع ميکند... از جمله آن است دزدی نرم افزار ... عملی قانونی نيست، اما تا به حال قانون هم نتوانسته کامل آنرا حل کند...

نظريه فعالی در باب اقتصاد هست که ابزارهای عقلی اقتصاد بهترين راه برای اعمال قوانين عادلانه ميباشند ... اما نظريه رقيبی هست که اخيرا بيشتر مورد قبول آمده و آن ترکيبی از قوانين و و ابزارهای فوق را بهترين راه ميداند...

به نظر من عامل سومی هم هست و آن همان اخلاق فردی است که اگر در جامعه قوی باشد نه نيازی به اعمال قانون هست و نه قوانين اقتصادی ... اما در نهايت مجموعه اين سه تا است که جامعه ای موفق را ميسازد...

همان مثال فوق را تکرار ميکنم ... اگر به طور مثال شما نرم افزاری را استفاده کنيد و از آن سود ببريد، اخلاقی است که به ميزان استفاده پولی را به مولد اثر بدهيد، همچنين است درباره فيلم يا محصولات ديگر... اين کار باعث رشد بيشتر افراد مفيد و بازگشت سرمايه به آنها ميشود و نهايتا مجموعه جامعه رشد خواهد کرد

به نظر ميرسد اسلام تاکيدی بيشتر بر عامل اخلاق و قانون با هم داشته باشد... يک نمونه آن به طور مثال حکم تحريم ربا است...

طبق اعمال قوانين عقلی اقتصادی ، اگر شما بخواهيد به کسی پولی قرض دهيد، دچار ريسک از دست دادن آن پول خواهيد شد... هر چه اين ريسک بالاتر باشد، منفعت احتمالی آن نيز بايد بالا تر باشد تا به عنوان يک عمل اقتصادی مورد قبول قرار گيرد... شاخصهای ريسک شرکتها و به تبع آن «هزينه استقراض» مويد اين نظر است... اما از ديد مقروض ، اين ظلم مضاعف است و احتمال شکست و عدم موفقيت را بيشتر ميکند چرا که حال بايد چندين برابر پس بدهد... اين قانون عقلی اقتصادی لزوما اخلاقی نيست ...

اما اسلام در عوض سود اضافه قرض را ممنوع ميکند و از طرف ديگر از تجمع مال و ثروت و بی استفاده گذاشتن آن شديدا نهی ميکند... که شايد بتوان آنرا بهتری راه قلمداد کرد... البته حتما در کنار آن تمهيداتی لازم است که اندکی تحقيق را طلب ميکند...
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 7:15  توسط سعید  |