سیستم مغز یک سخت افزار داره و یک نرم افزار. سخت افزارش خیلی دست ما نیست اما نرم افزارش تا حدی قابل برنامه ریزی هست. روی این موضوع که نرم افزاری که آدم روی سیستم عصبی اش بار گزاری میکنه خیلی فکر میکنم. اینکه نحوه تصمیم گیری فرد بر چه اساسی باشه. شاید بد نباشه برای رسوندن منظورم چند تا مثال بزنم:
1-روش عمل به وظیفه : اینکه شخص تصمیم بگیره سخت گیر باشه و به وظیفه خودش در هر لحظه عمل کنه. به نتیجه زیاد فکر نکنه و بر مبنای وظیفه ای که حس میکنه تصمیم گیری کنه.
2- روش محافظه کاری : شخص سعی میکنه در هر هنگام احتمال ضررش رو مینیمم کنه حتی اگر به قیمت از دست دادن نفع بزرگی تموم بشه. بالتبع برعکس این روش هم وجود داره.
3- روش مشتاقانه: هر مساله ای برای خودش جالبه و باید مشتاقانه به سمت حلش رفت و از مبارزه با اون لذت برد.
4- ایمان : ایمان به اینکه هر چه در دنیا هست به نفع مومن هست... تصمیم گیری بر مبنای ایمان...
5- فقط به نتیجه فکر کن. هدف رو جلوی چشم قرار بده و به سمتش حرکت کن.
6- دنبال حال و حول باش و سعی کن از هر لحظه نهایت لذت رو ببری.
7- طبق یک برنامه سخت و دقیق عمل کن. سخت گیر و محکم عمل کن.
8- زیاد سخت نگیر ... کول باش!
9- سخت تلاش کن برای آسانی ها.
10- فقط به خدا فکر کن و هر کاری رو برای خدا انجام بده.
شخصا دنبال یک سیستمی میگردم که طوری اپتیمم باشه که موفقیت و نشاط و ابتکار رو در کارهای روزمره و نهایت زندگی رو به همراه بیاره. حالا این سیستم میتونه یک بازه زمانی کوتاه رو شامل بشه یا اینکه بلند مدت باشه و موفقیت رو در بلند مدت (و شاید با عمق کمتری ) به همراه داشته باشه.
نمیدونم تونستم کم و بیش منظورم رو برسونم یا نه. اما فکر میکنم همین روشهای تفکره که باعث میشه یک عده ای موفق بشن و یک عده شکست بخورن و یا افسرده.
شاید خنده دار باشه اما سعی کردم هنگام یک سری بازیهایی که احتیاج به تمرکز زیاد داره روشهای مختلف رو امتحان کنم. بعضی ها واقعا جوابهای بهتری از بقیه میدهند.
موضوع دیگه اینکه در هر موقعیتی یک روش ثابت ممکنه عمل نکنه و یا بهترین جواب رو نده. مثلا شاید همون نحوه تفکری که برای خوب درس خوندن جواب مناسبی میده برای خوب ورزش کردن یا خوب تجارت کردن موفقیت آمیز نباشه. شاید هم به خاطر همین باشه که لزوما کسی که خوب تحقیق میکنه یا خوب درس میخونه نمیتونه تاجر خوبی باشه یا خوب با دیگران ارتباط برقرار کنه. گاهی اوقات هم ترکیبی از اینهاست که کار میکنه.
آگر آدم بتونه این تکنولوژی های مختلف رو در رده بندی کنه و برای زندگی روزمره ، کار ، ارتباطات ، ورزش یا مدیریت از روش مناسب خودشون استفاده کنه میتونه در همه این زمینه ها موفق باشه... البته باید دقت داشت که بعضی از روشهای تفکر همه چیزها رو میتونن خراب کنن بنابراین باید اونها رو دور انداخت و اصلا طرفشون نرفت. مثل تفکر منفی و ناشکری....
امیدوارم جستجو هام جواب بده و بتونم اون با دیگران هم در میون بگذارم... شما هم اگر روش موفقی رو سراغ دارید بفرمایید... و اگر پیداش کردید دست از سرش بر ندارید.
موفق باشید
1-روش عمل به وظیفه : اینکه شخص تصمیم بگیره سخت گیر باشه و به وظیفه خودش در هر لحظه عمل کنه. به نتیجه زیاد فکر نکنه و بر مبنای وظیفه ای که حس میکنه تصمیم گیری کنه.
2- روش محافظه کاری : شخص سعی میکنه در هر هنگام احتمال ضررش رو مینیمم کنه حتی اگر به قیمت از دست دادن نفع بزرگی تموم بشه. بالتبع برعکس این روش هم وجود داره.
3- روش مشتاقانه: هر مساله ای برای خودش جالبه و باید مشتاقانه به سمت حلش رفت و از مبارزه با اون لذت برد.
4- ایمان : ایمان به اینکه هر چه در دنیا هست به نفع مومن هست... تصمیم گیری بر مبنای ایمان...
5- فقط به نتیجه فکر کن. هدف رو جلوی چشم قرار بده و به سمتش حرکت کن.
6- دنبال حال و حول باش و سعی کن از هر لحظه نهایت لذت رو ببری.
7- طبق یک برنامه سخت و دقیق عمل کن. سخت گیر و محکم عمل کن.
8- زیاد سخت نگیر ... کول باش!
9- سخت تلاش کن برای آسانی ها.
10- فقط به خدا فکر کن و هر کاری رو برای خدا انجام بده.
شخصا دنبال یک سیستمی میگردم که طوری اپتیمم باشه که موفقیت و نشاط و ابتکار رو در کارهای روزمره و نهایت زندگی رو به همراه بیاره. حالا این سیستم میتونه یک بازه زمانی کوتاه رو شامل بشه یا اینکه بلند مدت باشه و موفقیت رو در بلند مدت (و شاید با عمق کمتری ) به همراه داشته باشه.
نمیدونم تونستم کم و بیش منظورم رو برسونم یا نه. اما فکر میکنم همین روشهای تفکره که باعث میشه یک عده ای موفق بشن و یک عده شکست بخورن و یا افسرده.
شاید خنده دار باشه اما سعی کردم هنگام یک سری بازیهایی که احتیاج به تمرکز زیاد داره روشهای مختلف رو امتحان کنم. بعضی ها واقعا جوابهای بهتری از بقیه میدهند.
موضوع دیگه اینکه در هر موقعیتی یک روش ثابت ممکنه عمل نکنه و یا بهترین جواب رو نده. مثلا شاید همون نحوه تفکری که برای خوب درس خوندن جواب مناسبی میده برای خوب ورزش کردن یا خوب تجارت کردن موفقیت آمیز نباشه. شاید هم به خاطر همین باشه که لزوما کسی که خوب تحقیق میکنه یا خوب درس میخونه نمیتونه تاجر خوبی باشه یا خوب با دیگران ارتباط برقرار کنه. گاهی اوقات هم ترکیبی از اینهاست که کار میکنه.
آگر آدم بتونه این تکنولوژی های مختلف رو در رده بندی کنه و برای زندگی روزمره ، کار ، ارتباطات ، ورزش یا مدیریت از روش مناسب خودشون استفاده کنه میتونه در همه این زمینه ها موفق باشه... البته باید دقت داشت که بعضی از روشهای تفکر همه چیزها رو میتونن خراب کنن بنابراین باید اونها رو دور انداخت و اصلا طرفشون نرفت. مثل تفکر منفی و ناشکری....
امیدوارم جستجو هام جواب بده و بتونم اون با دیگران هم در میون بگذارم... شما هم اگر روش موفقی رو سراغ دارید بفرمایید... و اگر پیداش کردید دست از سرش بر ندارید.
موفق باشید
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 7:25  توسط سعید
|

