یکی از استدلالهای متدینین برای وجود جهان باقی میل انسان به بقا و نمردن است. اینکه تا چه حد این استدلال صحیح است نمیدانم.
اما یکی از علاقه هایی که در خودم و در خیلی های دیگر (بخصوص متدینین) دیده ام میل به وجود نشانه هاست... اینکه برای تصمیم گیریها ، انتخابها و کارها به دنبال یک نشانه بگردند تا از کارشان مطمئن شوند... دلگرمی پیدا کنند و یا تصمیم درست رو اتخاذ کنند. مثلا با استخاره.
اینکه آیا این نشانه ها وجود دارند... میزان حدوث و صحت آنها چقدر است و ... نامعلوم است.
اما آیا عطش وجود این نشانه ها نمیتواند گاهی باعث تصورات اشتباه (Delusion) شود؟ از آن بالاتر... اعتبار این نشانه ها چقدر است؟ آیا شیطان نمیتواند نشانه هایی گمراه کننده سر راه ما قرار دهد تا عقل ما را بیش از پیش گمراه و سرگردان کند؟
آیا باید به نشانه ها اعتماد کرد؟ آیا باید به دنبال نشانه ها گشت؟
اما یکی از علاقه هایی که در خودم و در خیلی های دیگر (بخصوص متدینین) دیده ام میل به وجود نشانه هاست... اینکه برای تصمیم گیریها ، انتخابها و کارها به دنبال یک نشانه بگردند تا از کارشان مطمئن شوند... دلگرمی پیدا کنند و یا تصمیم درست رو اتخاذ کنند. مثلا با استخاره.
اینکه آیا این نشانه ها وجود دارند... میزان حدوث و صحت آنها چقدر است و ... نامعلوم است.
اما آیا عطش وجود این نشانه ها نمیتواند گاهی باعث تصورات اشتباه (Delusion) شود؟ از آن بالاتر... اعتبار این نشانه ها چقدر است؟ آیا شیطان نمیتواند نشانه هایی گمراه کننده سر راه ما قرار دهد تا عقل ما را بیش از پیش گمراه و سرگردان کند؟
آیا باید به نشانه ها اعتماد کرد؟ آیا باید به دنبال نشانه ها گشت؟
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 22:46  توسط سعید
|
