برای کنفرانس نانوتکنولوژی به مدت دو روز رفتم بوستون در ایالت ماساچوست... اینقدر از این شهر خوشم اومد که دلم نیومد در موردش ننویسم هر چند دو خط باشه.
اول اینکه دو تا دانشگاه MIT و هاروارد در قلب بوستون هستند... ظاهرا اسم شهری که این دو تا دانشگاه توش هستند cambridge هست ولی اصلا از خود بوستون قابل تفکیک نیست. دقیقا کنار دانشگاه MIT یک رودخانه بزرگ هست که cambridge رو از بوستون جدا میکنه... این موقع که رفتم توی این رودخانه انواع قایقهای بادبانی و پایی در حال جولان دادن بودند... بچه های MIT میتونستند مجانی در کلاسهای قایقرانی شرکت کنند. اصولا همه کلاسهای باحال براشون مجانی بود!
بر خلاف تصورم شهر بوستون ایرانی زیاد نداشت ... و به تبع اون رستوران ایرانی.
سیستم حمل و نقل عمومی شهر بوستون به پای نیویورک و شیکاگو نمیرسه اما سیستم خیلی خوبی داره. یک شب که داشتم بعد از شام و گشتن در شهر در خدمت استاد معظم دکتر صارمی بر میگشتم به حدی قطارها پر بود که مردم به زور توی مترو چپیده بودند. و تقریبا میتونستی پاهات رو با خیال راحت از زمین برداری و نیفتی.. اونم کی؟ ساعت 11 شب! ... بعدا کاشف به عمل اومد که مسابقه بیسبال تیم بوستون همون شب بوده.
برخلاف آتلانتا و بسیاری شهرهای کالیفرنی مردم در خیابونهای بوستون راه میرفتند ! و مغازه های زیادی دو طرف خیابون دیده میشدند که خیلی هاشون رستوران و بستنی فروشی و اجاره فیلم و ... بودند... این قسمت قضیه رو خیلی دوست داشتم ... اگه به کالیفرنیا و آتلانتا بیاید حتما احتیاج به وسیله نقلیه دارید و کارتون با راه رفتن و حمل و نقل عمومی نمیچرخه...
امنیت بوستون هم بالا بود و این هم از نکات خیلی مثبت شهر توی امریکا حساب میشه.
هوا این موقع سال در بوستون عالیه اما زمستونها سرد میشه حسابی.
قیمت هتلها در بوستون بیداد میکرد و برای یک هتل خیلی معمولی اونم تازه با فاصله از مرکز شهر مجبور شدم 150 دلار در شب پرداخت کنم!!! ضمن اینکه همه هتلهای شهر به فاصله 5 مایلی از مرکز شهر به طرز تعجب آوری پر بودند... باز دوباره معلوم شد که این وقت سال زمان فارغ التحصیلی دانشگاههای هاروارد و MIT هست و خانواده هایی که برای مراسم میان عملا شهر رو غُرُق میکنند (نمیدونم غُرُقُ درست نوشتم یا نه اگر میدونید بگید) (.. برخلاف ایران که ملت خیلی مراسم فارغ التحصیلی رو تحویل نمیگیرند، اینجا این مراسم یکی از مهمترین اتفاقات زندگی فرد حساب میشه و نه تنها خانواده نزدیک ، که گاهی فامیل و دوستان و آشنایان هم برای مراسم میان!)
بوستون یکی از اولین شهرهای امریکا حساب میشه و لذا مثل نیویورک یکی قدیمی به نظر میاد ... ولی روی هم بوستون رو یک شهر خیلی دوست داشتنی دیدم ... حداقل به مدت دو روزی که اونجا بودم... البته همراهی و لطف دوستان عزیز محمد رضای اعلم و مخصوصا سعید آقای صارمی هم خوبیهاش رو دوچندان کرده بود.
دو نکته جالب راجع به MIT اینکه تمام کامپیوتر ها در اونجا سیستم عامل linux استفاده میکنند و حتی میشه گفت اصلا windows روی هیچ کامپیوتری نیست غیر از کامپیوتر های شخصی بچه ها... بر خلاف دانشگاه ما که اکثر سیستمها windows هستند. نکته دوم هم اینکه دانشگاه یه نماز خونه حسابی و بادر و پیکر داشت که وضو خونه هم داخلش بود...دوقدم اونطرفتر هم محل عبادت یهودیا بود.... اینجا به ما یه جای موقت جلو یک در خروج اضطراری دادن فقط!!!