تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

پیغامی که قبل از دانلود یک نرم افزاز ساده باید امضا کنیم!!!!به خطوط قرمز نگاه کنید:


SecureCRT 6.0.2

 

Note: Your response should be based on the question above the drop-down box, not on the statement that appears below it.

You are requesting access to SecureCRT 6.0.2 (hereafter referred to as "SOFTWARE"). SecureCRT is controlled under the Bureau of Export Administration regulations. In order to be eligible to receive the SOFTWARE, you must understand and comply with the restrictions as to the use of the SOFTWARE.

The SOFTWARE is intended for your personal use. You are not to allow other individuals access to the SOFTWARE. Do you understand that you may not permit any other individual access to the SOFTWARE?

I,............., certify that I will not permit any other individual access to the SOFTWARE.


The SOFTWARE may not be distributed outside the United States. You may use the SOFTWARE outside the United States, except in Cuba, Iran, Iraq, Libya, North Korea, Sudan and Syria. Do you understand that you may not use the SOFTWARE in one of the prohibited countries or export the SOFTWARE to users outside the United States?

I, ............, certify that I will not use the SOFTWARE in one of the prohibited countries or export the SOFTWARE to users outside the United States of America.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 1:27  توسط سعید  | 

    وقتی تیمی با اون بازیها به دو تا فینالیست جام جهانی 7 تا گل بزنه و چند تا هم نزنه فقط عکسشو قاب گرفت گذاشت اینجا




... و دیگر هیچ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 1:34  توسط سعید  | 

برای کنفرانس نانوتکنولوژی به مدت دو روز رفتم بوستون در ایالت ماساچوست... اینقدر از این شهر خوشم اومد که دلم نیومد در موردش ننویسم هر چند دو خط باشه.
اول اینکه دو تا دانشگاه MIT و هاروارد در قلب بوستون هستند... ظاهرا اسم شهری که این دو تا دانشگاه توش هستند cambridge هست ولی اصلا از خود بوستون قابل تفکیک نیست. دقیقا کنار دانشگاه MIT یک رودخانه بزرگ هست که cambridge رو از بوستون جدا میکنه... این موقع که رفتم توی این رودخانه انواع قایقهای بادبانی و پایی در حال جولان دادن بودند... بچه های MIT میتونستند مجانی در کلاسهای قایقرانی شرکت کنند. اصولا همه کلاسهای باحال براشون مجانی بود!
بر خلاف تصورم شهر بوستون ایرانی زیاد نداشت ... و به تبع اون رستوران ایرانی.
سیستم حمل و نقل عمومی شهر بوستون به پای نیویورک و شیکاگو نمیرسه اما سیستم خیلی خوبی داره. یک شب که داشتم بعد از شام و گشتن در شهر در خدمت استاد معظم دکتر صارمی بر میگشتم به حدی قطارها پر بود که مردم به زور توی مترو چپیده بودند. و تقریبا میتونستی پاهات رو با خیال راحت از زمین برداری و نیفتی.. اونم کی؟ ساعت 11 شب! ... بعدا کاشف به عمل اومد که مسابقه بیسبال تیم بوستون همون شب بوده.

برخلاف آتلانتا و بسیاری شهرهای کالیفرنی مردم در خیابونهای بوستون راه میرفتند ! و مغازه های زیادی دو طرف خیابون دیده میشدند که خیلی هاشون رستوران و بستنی فروشی و اجاره فیلم و ... بودند... این قسمت قضیه رو خیلی دوست داشتم ... اگه به کالیفرنیا و آتلانتا بیاید حتما احتیاج به وسیله نقلیه دارید و کارتون با راه رفتن و حمل و نقل عمومی نمیچرخه...
امنیت بوستون هم بالا بود و این هم از نکات خیلی مثبت شهر توی امریکا حساب میشه.
هوا این موقع سال در بوستون عالیه اما زمستونها سرد میشه حسابی.
قیمت هتلها در بوستون بیداد میکرد و برای یک هتل خیلی معمولی اونم تازه با فاصله از مرکز شهر مجبور شدم 150 دلار در شب پرداخت کنم!!! ضمن اینکه همه هتلهای شهر به فاصله 5 مایلی از مرکز شهر به طرز تعجب آوری پر بودند... باز دوباره معلوم شد که این وقت سال زمان فارغ التحصیلی دانشگاههای هاروارد و MIT هست و خانواده هایی که برای مراسم میان عملا شهر رو غُرُق میکنند (نمیدونم غُرُقُ درست نوشتم یا نه اگر میدونید بگید) (.. برخلاف ایران که ملت خیلی مراسم فارغ التحصیلی رو تحویل نمیگیرند، اینجا این مراسم یکی از مهمترین اتفاقات زندگی فرد حساب میشه و نه تنها خانواده نزدیک ، که گاهی فامیل و دوستان و آشنایان هم برای مراسم میان!)
بوستون یکی از اولین شهرهای امریکا حساب میشه و لذا مثل نیویورک یکی قدیمی به نظر میاد ... ولی روی هم بوستون رو یک شهر خیلی دوست داشتنی دیدم ... حداقل به مدت دو روزی که اونجا بودم... البته همراهی و لطف دوستان عزیز محمد رضای اعلم و مخصوصا سعید آقای صارمی هم خوبیهاش رو دوچندان کرده بود.
دو نکته جالب راجع به MIT اینکه تمام کامپیوتر ها در اونجا سیستم عامل linux استفاده میکنند و حتی میشه گفت اصلا windows روی هیچ کامپیوتری نیست غیر از کامپیوتر های شخصی بچه ها... بر خلاف دانشگاه ما که اکثر سیستمها windows هستند. نکته دوم هم اینکه دانشگاه یه نماز خونه حسابی و بادر و پیکر داشت که وضو خونه هم داخلش بود...دوقدم اونطرفتر هم محل عبادت یهودیا بود.... اینجا به ما یه جای موقت جلو یک در خروج اضطراری دادن فقط!!!



+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 7:13  توسط سعید  | 

    اوضاع اقتصادی امریکا واقعا خراب است... کاملا افت ارزش دلار رو میشه حس کرد. نرخ بیکاری به 5.5% رسیده. قیمت برنج از 2 سال پیش 1.5 برابر شده. تمام نرخها در فروشگاه افزایش پیدا کرده. قیمت بنزین غوغا میکنه و واقعا مردم رو به سمت سفرهای کمتر هدایت کرده. کاش که درآمد نفت رو در راه درست مصرف کنیم.. با مدیریت علمی میتونیم از این فرصت برای یک جهش اقتصادی استفاده کنیم اما... . البته قسمتی از افزایش قیمت نفت به خاطر افت ارزش دلار هست.
افت ارزش دلار تعجبی نداره ... امریکا جنسهای مصرفی رو از چین وارد میکنه که این روز به روز هم بیشتر میشه. در مقابل چیزی (صادرات) که تراز تجاری اش رو میزان کنه ارائه نمیکنه. و در عوض خرج بسیار زیادی رو صرف هزینه های جنگ میکنه.
به نظر میرسه دوران افولی آغاز شده. افولی که میتونه باعث زیز پا گذاشتن اخلاق سیاسی هم بشه.
با این وضع بعید میدونم شانس زیادی برای جمهوریخواهان و کاندیدای پیرشون وجود داشته باشه. با افاضات کاندیدای دموکرات هم کار ایران سخت تر میشه. یادتون بیاد... زمان کلینتون قیمت نفت به 8 دلار رسیده بود... دقت. دقت. دقت...

لینک مرتبط
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:52  توسط سعید  |