تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

به نظرم شرکت در مراسم مذهبی برای سر به راه شدن اهمیتش اگر بیشتر از طرح مباحث عقلی و اصولی نباشد کمتر هم نیست. برای مبارزه با نفس و شیطانهای کوچک و بزرگ و مقاومت در برابر فرهنگ مخالفی که ظاهر آراسته و جذاب دارد و از هر طرف احاطه ات کرده است، ما هم چاره ای نداریم که روح و روانمان ( دقت کنید که این دو از هم جدا هستند)  را تغذیه کنیم.

میشود به یک نفر گفت چون غذایی حلال نیست غذا نخور و مثل کسی که غذا خورده و سر حال است کار کن؟ نمیشود!  اگر به کسی غذای حلال ندهی بالاخره هر قدر هم مقاومت کند از زور گرسنگی هر غذایی گیرش بیاید میخورد. همین قضیه در مورد روح و روان هم صادق است. اگر که جوانها روانشان را با موسیقی و نیاز به شرکت در اجتماع را با شرکت در مجالس گناه تامین میکنند، اگر ما میخواهیم از اینها تغذیه نکنیم وظیفه داریم غذای دیگری آماده کنیم که کارکرد معادل و مناسب آنرا داشته باشد. والا از کسی که غذا نخورده انتظار کار و تولید نمیتوان داشت هر قدر هم که مقاومت کند!

هر چند باید توجه داشت که نوحه خوانی ها و عزا داری ها به خطا نرود ولی به نظر من شرکت در آنها نه تنها مفید که الزامی است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:0  توسط سعید  |