-نظرت راجع به فیلم (به نام پدر) چی بود؟
خوب فیلم خوبی بود. مثل بقیه فیلمهای حاتمی کیا رنگ و بوی جنگ داشت. مثل همیشه هم سوال زیاد ایجاد میکرد.
- خوب نظرت راجع به اتفاقی که افتاد چی بود؟
خوب از این اتفاقها میافته دیگه. میتونست بدتر تموم بشه.
- حساب و کتاب عالم چجوریه آخر؟ چرا آخه اینقدر فشار و مشکلات و .. وجود داره؟ این که حالا پیش بقیه اتفاقات خیلی مهم نبود ولی آخه کلا این همه مردم زیر فشارند... همین امروز حداقل نزدیک ۵۰ نفر توی عراق به خاطر بمبگذاری کشته شدند. این همه آدم توی فلسطین بچه ها و پدر و مادرهاشون رو از دست میدن. توی افریفا این همه انسان از گرسنگی میمیرن ... حالا بیماریها و اتفاقاتی مثل تصادف و ...
ای بابا باز فیلت یاد هندوستان کرد؟
- نه آخه میخوام بدونم خدا دعاهای این همه آدم رو میشنوه؟ اگر میشنوه چرا جواب نمیده؟ این همه گریه و زاری...
من فکر میکنم این سختی ها همه باعث رشد آدم میشه.. دعا ها هم جای دیگه مستجاب میشه ... حالا یا بعدا یا اون دنیا...
- خوب از کجا معلوم؟ یعنی منظورم اینه که از کجا معلوم که این مشکلات اونجا هم ادامه نداشته باشه؟ خوب اگر اونجا ملک خداست ... اینجا هم هست دیگه...
ببین تو عقلت به این چیزا نمیرسه. تو کار خدا هم دخالت نکن. خدا کارش رو میدونه تو هم جای خدا نیستی ... پس کار خودت رو بکن. همون وظیفه ای که داری...
- آخه دونستن جواب این سوالها مهمه ... از کجا میشه فهمید که اشتباهاته که باعث مشکلات میشه یا امتحان . یا شاید هم هشدار و تنبیه...
دیگه نمیدونم بابا. زیادی هم به این چیزا فکر نکن. سعی کن بالاخره از لحظه هات لذت ببری و ....
- آخه نمیتونم اونهایی رو که مشکل دارند فراموش کنم... از کجا معلوم که خودم نتونم یک موقعی لذت ببرم؟ به خاطر همین بلاها و شاید ناجور ترش... راه سعادت کدوم وره آخه؟ اگر معلومه چرا آشکار نیست که همه بتونن برن؟
ببین بازم گفتم داری باز فضولی میکنی ها...
- تو وضعت درسته آخه ... مبتلا که نیستی... بعد که مبتلا شدی و خدا هم جوابت رو نمیداد اون وقت تو هم به فکر میافتی...
فکر نمیکنم هیچوقت اینطوری باشه که خدا جواب آدم رو نده...
- پس یعنی این همه آدمهایی که دچار مشکلند جواب میگیرند؟
آره خوب حتما. شاید نه اینجا که دنیای دیگر. شاید هم مورد غضب باشند و نگیرند.
- درست میگی.. از آخری پناه بر خدا. کاشکی خدا رحم کنه. حالا مسکنی چیزی نداری؟ اینطوری که آدم نمیتونه کار کنه... نگرانی نمیگذاره
حافظ میگه:
«مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش
ساقیا می ده به رأی مستشار مؤتمن »
- منظورش واقعا «می » نبوده که؟ چی بوده بابا که این حافظ « شرب مدام» هم میکرده؟ ساقی کیه حالا؟ حالا همه آدمها بهش دسترسی دارند؟
این رو دیگه کارشناسا باید نظر بدن.
- ای بابا.