فکر نمیکنم آدم بشه به این راحتی از دست این بوروکراسی راحت بشه. یکمی حواست پرت بشه سرت رفته ! عجیبه برام که مردم اینجا چطور زخم معده نمیگیرن!

هوای شهر قراره در این موقع سال سرد باشه و با وجود باد همیشگی شیکاگو ما حسابی شال و کلاه کرده بودیم. اما خوشبختانه در کل مدتی که اونجا بودم دما حدود ۱۸درجه بود که یکی از دوستان هم که خودش مقیم اونجاست کف کرده بود!
کلا گشت زنی من محدود به منطقه مرکز شهر میشد. بعضی از این مناطق واقعا زیبا و دیدنی بود اما مثل نیویورک، خیابونهایی هم بودند که آدم احساس نا امنی میکرد. کلا شیکاگو رو خیلی شبیه نیویورک دیدم.
خوشبختانه در همون منطقه هتل چند تا رستوران هندی و پاکستانی حلالی هم بودند که واقعا وجودشون الزامی بود. اما متاسفانه از نظر مرتب بودن و تمیزی تنها یکیشون قابل قبول بود که این برام عجیب بود. رستوران های ایرانی اونجا برعکس، غذای حلال سرو نمیکردند ولی تر تمیز تر بودند و وضعشون خیلی توپ بود. شاید علت این باشه که گوشت حلال قیمت بالاتری داره و ملت از پس هزینه ها بر نمیان.
ارائه کارم هم اونجا خیلی خوب بود و سوال و جواب هم از من بعد از اتمام جلسه هم ادامه پیدا کرد و یکی هم تقاضا کرد که کارم رو در journal شون چاپ کنم که منم کلاس گذاشتم و گفتم حالا بررسی میکنم ![]()
چند تا عکس از شیکاگو رو اینجا گذاشتم... اگر دوست داشتید.
مسئولیت صحتش با فرستنده اش:
ابراهيم عليه السلام : خداوند متعال هرگاه بندهاش را دوست داشته باشد، دعايش را به درجه اجابت نمىرساند تا او بيشتر مناجات و اظهار نياز کند، اما وقتى بندهاى را دشمن دارد، يا زود دعايش را مستجاب مىکند و يا نااميدش مىکند که ديگر دعا نکند و بيشتر از آن با خدا صحبت نکند.
دو تا سوال:
بنده باید چگونه فکر کند که هر چه دعا میکند مستجاب نمیشود نا امید نشود؟
آیا دوستی خدا در دنیای آخرت هم این گونه است یا اینکه سیستم تفاوت میکند؟
