تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

علی رغم رواج تجارت الکترونیکی و کلا انجام کارها با اینترنت، همچنان احساس میکنم که اتلاف وقتی که از پرداختها ماهیانه credit card ها و پرداخت قبض آب و برق و تلفن و ... میشه خیلی زیاده. متاسفانه مثلا credit card ها هر کدوم برای خودشون یک سر رسید مشخص دارند و قبلش نمیشه که پرداخت کنی یا بگذاری اتوماتیک پرداخت بشه... اینه که احتمال اینکه بالاخره سررسید پرداخت رو فراموش بکنی زیاده ... بعدش هم اگر یک روز تاخیر بکنی حدود ۲۵ دلار جریمه دیر کرده ! ... که فکر میکنم این کمپانی های credit card بدشون هم نیاد.... خودم تا به حال دو بار پشت سر هم مجبور شدم جریمه بدم...نا مردها هیچ emaili چیزی هم نزدند که بگن شما دیر کردی!... اگر شانسی نگاه نمیکردم فکر کنم باید همینطوری جریمه میدادم... کلا با دوستانی هم که یکی دوسالی اینجا بودن صحبت میکنیم اونها هم یه چندباری تا به حال جریمه دادند.... الکی نیست بالاخره دیگه ... ملت باید یک جوری نون بخورن!

فکر نمیکنم آدم بشه به این راحتی از دست این بوروکراسی  راحت بشه. یکمی حواست پرت بشه سرت رفته ! عجیبه برام که مردم اینجا چطور زخم معده نمیگیرن!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 7:32  توسط سعید  | 

بابت یک کنفرانس به شیکاگو رفته بودم. شیکاگو تقریبا در قسمت شمالی امریکا قرار داره و کنار دریاچه میشیگان. منطقه مرکز شهر(downtown) شیکاگو بر عکس اکثر شهرهای امریکا منطقه ای امن محسوب میشه که علتش تعداد زیاد پلیس هست . حمل و نقل شهری هم در منطقه وسیعی خیلی توسعه یافته است و هر ۵ دقیقه یا کمتر یک ترن و یا اتوبوس خط بهت بفرما میزنه اون هم با هزینه بسیار کم. صرفنظر از برگشتن ازهزینه  هتل به فرودگاه کل هزینه رفت و آمدم در شهر با یک کارت سه روزه ۱۲ دلاری سر هم اومد که خیلی عالی بود.

هوای شهر قراره در این موقع سال سرد باشه و با وجود باد همیشگی شیکاگو ما حسابی شال و کلاه کرده بودیم. اما خوشبختانه در کل مدتی که اونجا بودم دما حدود ۱۸درجه بود که یکی از دوستان هم که خودش مقیم اونجاست کف کرده بود!

کلا گشت زنی من محدود به منطقه مرکز شهر میشد. بعضی از این مناطق واقعا زیبا و دیدنی بود اما مثل نیویورک، خیابونهایی هم بودند که آدم احساس نا امنی میکرد. کلا شیکاگو رو خیلی شبیه نیویورک دیدم.

خوشبختانه در همون منطقه هتل چند تا رستوران هندی و پاکستانی حلالی هم بودند که واقعا وجودشون الزامی بود. اما متاسفانه از نظر مرتب بودن و تمیزی تنها یکیشون قابل قبول بود که این برام عجیب بود. رستوران های ایرانی اونجا برعکس، غذای حلال سرو نمیکردند ولی تر تمیز تر بودند و وضعشون خیلی توپ بود. شاید علت این باشه که گوشت حلال قیمت بالاتری داره و ملت از پس هزینه ها بر نمیان.

ارائه کارم هم اونجا خیلی خوب بود و سوال و جواب هم از من بعد از اتمام جلسه هم ادامه پیدا کرد و یکی هم تقاضا کرد که کارم رو در journal شون چاپ کنم که منم کلاس گذاشتم و گفتم حالا بررسی میکنم

 چند تا عکس از شیکاگو رو اینجا گذاشتم... اگر دوست داشتید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 2:54  توسط سعید  | 

 

مسئولیت صحتش با فرستنده اش:

ابراهيم عليه السلام : خداوند متعال هرگاه بنده‌اش را دوست داشته باشد، دعايش را به درجه اجابت نمى‌رساند تا او بيشتر مناجات و اظهار نياز کند، اما وقتى بنده‌اى را دشمن دارد، يا زود دعايش را مستجاب مى‌کند و يا نااميدش مى‌کند که ديگر دعا نکند و بيشتر از آن با خدا صحبت نکند.

 

دو تا سوال:

بنده باید چگونه فکر کند که هر چه دعا میکند مستجاب نمیشود نا امید نشود؟

آیا دوستی خدا در دنیای آخرت هم این گونه است یا اینکه سیستم تفاوت میکند؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 23:59  توسط سعید  |