«به نظر مىرسد كه تجربه هر فرد انسانى، در طول عمر خود، و نيز تجربه نوع انسان، در طى تاريخ، گواه آنند كه زندگى بشر تقريبا هميشه، در همه جا، و در هر وضع و حالى توأم با درد و رنج بوده است. در اين توصيف مناقشه چندانى نمىتوان كرد و نكردهاند. همه مناقشهها و اختلافنظرها و بحث و فحصها بر سر تبيين اين واقعيت است: چرا زندگى بشر توأم با درد و رنج است؟ »
شاید بتوان آیه قرآن : « لقد خلقنا الانسان فی کبد» را هم گواهی بر تایید این ادعا دانست.
وجود همه این دلایل هشت گانه دلیل بر این است که اجماع بر صحت هیچیک وجود ندارد و اینکه کدام اعتقاد ما باشد یک تصمیم شخصی مشود. شخصا موارد ۲ و۳ و ۴ را لایقتر به اعتقاد میدانم. یعنی خداوندی است که به هر دلیلی دنیا را اینگونه آفریده است که لزوما بر وفق مراد ما نیست.
اما سوالی که برای من مطرح است این است که در قبال این درد ها و رنجها « چه باید کرد؟ »
راهکار های پیشنهادی:
۱- غم و اندوه پیشه کرد و بر درد و رنج و افزود !
استدلال: اگر درد و رنج خواسته خداوند است پس باید طبق خواسته خداوند حرکت کرد و او را راضی تر کرد
۲- با تمسک به مسکنها ،درد و اندوه را فراموش کرد (منظور از مسکن میتواند بودن در جمع ، مشغول بودن ، و یا انواع دیگر باشد)
استدلال: استدلالی برای آن ندارم ولی ترجیح میدهم به این طریق از درد و رنج کم کنم!
۳- توجهی به رنج و درد نکرد و کار و وظیفه را انجام داد
این به نظرم دیدگاهی از همه دینی تر است : « لکی لا تاسو علی ما فاتکم و لا تفرحو لما آتاکم (قریب به آیه) » شاید این برترین راه حل برای سعادت نهایی باشد.
پیشنهاد منطقی: روش ۲ را بکار ببریم تا بتوانیم به ۳ عمل کنیم!
