تبليغاتX
جستجو

جستجو

در جستجوی معنا ( و باقی موارد...)

بسم الله

خدایا مدتهاست که دیگر امیدم را از دنیایی که خلق کرده ای قطع کرده ام... دیگر باور کرده ام که دنیا با قوانینش کثافتی بیش نیست... جای آسودگی و متانت نیست. جای سختی است. جای خرد شدن است. جای خنده مستانه شیطان است. دنیای زر است و اگر نپذیرفتی زور... دنیا زباله دان آرزوهای بر باد رفته، امید های نا امید شده و بهرمندیهای لئیمانه است. 

دنیا را وا گذاشته ام و می گذارم به آنها که اراده ات تعلق گرفته است. بگذار بدرند و بچرند و ببرند. کاش میشد که از این بازی که بار ها نتیجه اش معلوم شده بیرون باشم!

خدایا تو را سپاس میگزارم به بزرگواری ات، به حکومتت و به جلالت. خدایا تو را سپاس میگزارم به جریان حکومتت بر جهان. خدایا سوگند به جهان باقی! خدایا کاش آن جهان گونه دیگری باشد. کاش در آن  درکی باشد که همه چیز زیبا جلوه کند. کاش در آنجا از تو و در تو باشیم.

خوش به حال عارفان که کنون هر دو جهان را با هم میبینند. خوش به حال مومنان.

خدایا تمام گناهان ما را ببخش و از ما بگذر که هنوز از الذین آمنو و عملوالصالحات نیستیم. خدایا مرا بگردان.

پیغام دختران اسرائیلی به غیر نظامیان لبنان

دریافت پیام

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 21:56  توسط سعید  | 

سوال:

اگر بدانی دارد به تو ظلم میشود. اما ظالم قوی است و زورش زیاد است. اگر جنگ کنی نتیجه اش تنها کتک است و از دست دادن چیزهایی که فعلا داری. آیا از نظر عقلی باید جنگ کرد یا نه؟ به عبارتی اگر جنگ فایده ای نداشته باشد و ضرر هم داشته باشد آیا باید حرف زور را پذیرفت و ضرر کمتری متحمل شد یا اینکه حرف زور را نپذیرفت و ضرری به مراتب بیشتر؟

فرض کنید کشوری ضعیف هستید در کنار کشوری قوی (نظامی) که کشور قوی مقداری زمین و تعداد زیادی اسیر از شما در اختیار دارد. شما برای باز پس گرفتن زمینها و اسرا جنگی جدید را شروع میکنید با وجود اینکه میدانید قدرت مقابله را ندارید. در این صورت سرزمینتان آسیب بسیار میبیند و دست آخر هم احتمالا تعداد اسرایتان بیشتر میشود. آیا جنگ خواهید کرد؟

مشابه این در زمان قرار داد گلستان و ترکمانچای در کشور خودمان اتفاق افتاد. فراموش کرده ام قرار داد اول گلستان بود یا دوم. اما چون عده ای از قرار داد اول ناراضی بودند نبردی را آغاز کردند که سرانجامی بهتر است قرار داد دوم که بسیار ننگین تر بود نداشت. حالا اگر شما تصمیم گیر بودید آیا نبرد دوم را شروع میکردید؟

اطلاعات خیلی مهم است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 19:47  توسط سعید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 6:17  توسط سعید  | 

سلام

همانطوری که میدانید واردات بنزین ممنوع شده و تولید داخلی هم بسیار کمتر از میزان مصرف کنونی است.

برای حل مساله دو راه ارائه شده... یکی سهمیه بندی و یکی هم دو نرخی کردن... پیشتر دو نرخی کردن به همراه سهمیه بندی مطرح شده بود که طرح قابل قبولی بود. اما جدیدا بحث دو نرخی کردن کاملا منتفی شد که باعث تاسف شدید و یه نظر من نشان از ضعف دیدگاه اقتصادی دولت و مجلس دارد.

اشتباه این قضیه را تنها با یک مثال نشان میدهم و توضیح مفصل را بر عهده اقتصاد دانان و اقتصاد خوانان میگذارم . شخصی خارج از شهر شغلی پر فایده دارد طوری که  هزینه رفت و آمد با نرخ واقعی بنزین برای او همچنان صرفه اقتصادی دارد. با سهمیه بندی صرف بنزین این شخص ناچار است کار خود را رها کند... در مقابل فردی که اصو لا اتومبیل ندارد و یا احتیاجی به آن ندارد  سهمیه ای خواهد داشت که بی استفاده میماند. ضرر این اشتباهات را کل جامعه تحمل میکند... کسی هم این وسط سود نمیکند! ضرر خالص!

شاید این شخص بتواند با خرید کارت هوشمند افرادی که مصرف ندارند قسمتی از این اشتباه را جبران کند. اما به وضوح کارایی سیستم پایین خواهد بود.

این اشتباهات به قدری واضح است که نیت خیر تصمیم گیران هم برایم زیر سوال رفته است... باید بگویم یک سال اول دولت جدید بالاخره با شوخی و طنز و اینها گذشت اما کم کم دارد نوبت به مرثیه خوانی میرسد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 18:41  توسط سعید  |