وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «21» وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ «22» وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ «23» فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِينَ «24» وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ «25» وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ «26» فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ «27» ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ «28» وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ «29»
به پوستهايشان گويند چرا بر ما گواهى داديد؟ گويند ما را خداوندى كه هر چيز را به سخن درآورد، به سخن درآورده است، و او شما را نخستبار (كه چيزى نبوديد) آفريد، و به سوى او بازگردانده مىشويد. «21» و شما پردهپوشى نمىكرديد از اينكه مبادا گوشهايتان و چشمهايتان و پوستهايتان بر شما گواهى دهند، (بلكه از اين روى بود كه) گمان مىكرديد خداوند بسيارى از كار و كردارتان را نمىداند. «22» و اين گمان شما بود كه در حق پروردگارتان مىپنداشتيد كه شما را هلاك كرد و از زيانكاران شديد. «23» پس اگر شكيبايى ورزند، آتش (دوزخ) جايگاه آنان است، و اگر بخشايش طلبند ، از بخشودگان نيستند. «24» و براى آنان همنشينانى گماشتيم كه حال و آيندهشان را در نظر ايشان آراسته جلوه دادند، و در ميان امتهايى از جن و انس كه پيش از ايشان بودهاند، حكم (عذاب) در حق ايشان تحقق يافت كه ايشان زيانكار بودند. «25» و كافران گويند به اين قرآن گوش مدهيد و در اثناى خواندن آن سخنان بيهوده بگوييد، باشد كه پيروز شويد. «26» پس به كافران عذابى سخت بچشانم، و بر وفق بدترين كارى كه كردهاند ايشان را جزا دهيم. «27» اين است جزاى دشمنان خدا كه آتش (دوزخ) است؛ كه در آنجا سرايى جاودانه دارند، كه كيفر آن است كه به آيات ما انكار مىورزيدند. «28» و كافران گويند پروردگارا كسانى را از جن و انس كه ما را گمراه كردند، به ما نشان بده تا به زير گامهايمان دراندازيمشان كه از فروماندگان باشند. «29»
همی اشک در دیدگانم جوانه گرفت و سینه سنگین گشت... از خود بیخود گشتم و هذیان گویان به گوشه ای غلتیدم. همی آیاتی مانند «عمی بکم ... » و « جلعلنا می خلفهم سدا و ... » و « ان جهنم لمیحیطة بالکافرین... » نیز به ذهنم تبادر گرفت و تیر خلاصی گشت بر پیکره نمورم.
امید است که قصد قرآن صفحه یسار بوده باشد:
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ «30» نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ «31» نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ «32» وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ «33» وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ «34» وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ «35» وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ «36» وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ «37» فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ «38»
بيگمان كسانى كه گويند پروردگار ما خداوند است، سپس پايدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند (و گويند) كه مترسيد و اندوهگين مباشيد و شاد شويد به بهشتى كه به شما وعده داده مىشد. «30» ما دوستداران شما در زندگانى دنيا و در آخرت هستيم، و در آنجا براى شما هر چه دلهايتان بخواهد و هر آنچه بطلبيد هست. «31» كه پيشكشى از (خداوند) آمرزگار مهربان است. «32» و كيست نيكوسخنتر از كسى كه به سوى خداوند دعوت كند، و كارى شايسته در پيش گيرد و بگويد كه من از مسلمانانم. «33» و نيكى و بدى برابر نيست. همواره به شيوهاى كه آن نيكوتر است مجادله كن، آنگاه (خواهى ديد) كسى كه بين تو و او دشمنىاى بود، گويى دوستى مهربان است. «34» و آن را جز شكيبايان نپذيرند، و آن را جز بختيار فرانگيرد. «35» و اگر وسوسهاى از سوى شيطان تو را به وسواس افكند، به خداوند پناه ببر، چرا كه او شنواى داناست. «36» و از آيات او شب و روز و خورشيد و ماه است؛ در برابر خورشيد و ماه سجده نكنيد، بلكه در برابر خداوندى كه آنها را آفريده است -اگر تنها او را مىپرستيد- سجده كنيد. «37» و اگر تكبر ورزيدند، بدان كه كسانى كه نزد پروردگارت هستند، در شب و روز او را تسبيح مىگويند و ايشان ملول نمىشوند. «38»
و یا امید است که آداب تفأل صحیح به جای نیاورده باشم. چه اینگونه تفأل دو بار قدیم که وعید خیر در معیت داشت خلاف آمد... مگر اشتباه و یا ذنبی مقتضی بوده باشد.
چنین گشت که بسیار قسم دادم که همی جهنم نخواهم و هر آینه چنین است که اگر دوزخ نیز وعده گاهم باشد هرگز از نافرمانی تو خشنود نخواهم بود و مرا نسزد که در روی تو ایستم و خلاف قدرت و میل تو خواهم مگر از روی نفهمی و نادانی و ضعف بنیه... پس عهد خود را مرور همی کنم که دنیای خود به بهای رضوان تو در طبق گذارم در عین اینکه دنیایم نیز قدیما در اختیار تو است ... پس هر چه میخواهی با من بکن که ما را توان و خواست قیام نیست و سلمت تسلیما
دفتر پایان همی برم با آرزویی از دوستان صاحب سعادت که :
سفرت به خير اما
تو و دوستی خدا را
چو از اين کوير وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را

)