اما پول. اگر به لغتنامه ها نگاه کنيم همه پول را به عنوان وسيله ای برای خريد و فروش معرفی ميکنند يا وسيله ای برای تبادل کالا يا خدمات... اما به نظر من پول ميتواند معنای عميق تری داشته باشد.
در حال حاضر پول معياری است برای سنجش امکان استفاده شخص از خدمات ساير افراد جامعه.
اما چه چيزی بايد اين معيار را تعيين کند؟ يا به عبارت ديگر ميزان دارايی افراد جامعه چگونه بايد پخش شود تا از نظر اخلاقی بهينه باشد؟
جواب من اين است: « پول بايد به گونه ای در جامعه پخش باشد که دارايی هر شخص برابر باشد با تفاضل ميزان نفعی که به جامعه رسانده است و ميزان استفاده ای که از جامعه برده است »
در اين وضعيت است که واقعا پول ارزش اخلاقی پيدا ميکند و هر که پولدار تر شايان احترام بيشتر. اما متأسفانه به علت بی اخلاقی هايی مثل دزدی، کلاهبرداری و زورگويی در حال حاضر اين توزيع فاصله زيادی با آنچه که باشد دارد اما همچنان همبستگی خوبی بين اين دو وجود دارد... بنابراين دنبال پول بودن به خودی خود نه تنها امری بد نيست بلکه ميتواند معادل اين باشد که شخص به دنبال منفعت رساندن بيشتر به جامعه است ...
به نظرم چنين ديدگاهی بسيار در تصميم گيريهای مالی به ما کمک ميکند که هر چيز را بهتر در سر جای خودش قرار دهيم و به رشد جامعه کمک کنيم...
ان شاء ا... به زودی در باره علل اصلی ايجاد تورم و معنای آن صحبت ميکنم... يا حق
